سبحان و شیرین زبونیاش
سلام به روی ماه شیرین زبونم . جونم برات در میره وقتی که حرفای قشنگ میزنی . دیروز من و شما و بابایی رفتیم بیرون و بابا ما رو دعوت به شیرموز کرد و شما با بابا رفتی تو مغازه و علاوه بر شیرموز من و بابا برای خودت هم شیرموز گرفتی و به بابا گفتی من بزرگ شدم میخوام !!! بعد از خوردن شیرموز بابایی بهت گفت : سبحان شیرموز و زدی به بدن و سیبیلات رو چرب کردی ! شما سریع دست گذاشتی رو سیبیلات و گفتی :نه سیبیلامو چرخ نکردم !!!!! و اماشعرهایی که این هفته تو مهد یادگرفتی : پدر dady ، مادر momy ، خواهر sister ، &n...
نویسنده :
مامان سمیرا
15:18


